تبلیغات
سنی كلوب


Admin Logo
themebox Logo
بردیا باكس file:///C:/Documents%20and%20Settings/m2/Desktop/Untitled-1.htm
نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-04:01 ب.ظ

دیگر لینكها

با سلام دوستان عزیز شما میتوانید از طریق آدرس های زیر از دیگر وبلاگهای ما دیدن فرمایید

از همكاری شما بازدید كنندگان عزیز كمال تشكر را دارم برای پیشرفت سریع تر این وبلاگ كه مانند دانشگاهی برای علما ی دینی چه شیعه چه اهل سنت است از شما درخواس دارم كه این وبلاگ را به دیگران معرفی كنید تا بتوانبم با علمای دینی مخصوصا علما و صاحبان وبلاگ اهل سنت مباحث مفیدی را ایجاد كنیم

www.sunnicloob.blogfa.com


www.sunnicloob.persianblog.com





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:شنبه 26 اسفند 1391-05:13 ب.ظ

عایشه

تنها کافر و منافق دشمن علی علیه السلام است



قبل از هر چیز لازم است پستی و رذالت دشمن اهل بیت علیهم السلام را از منظر روایات اهل سنت بنگریم. البته روایات در این باب بسیار است که ما در اینجا تنها قسمتی از آنها را برایتان گلچین می کنیم:

قال صلی الله علیه و اله لعلی علیه السلام:
من آذاک فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله به علی علیه السلام فرمودند: هر کس تو را اذیت کند من را آزرده است. و هر کس من را بیازارد به تحقیق خدا را آزرده است. (۱)


قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
ان حب علی قذف فی قلوب المومنین. فلا یحبه الا مومن و لا یبغضه الا منافق.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:
کسی علی علیه السلام را دوست ندارد مگر مومن و کسی بغض او را به دل ندارد مگر منافق. (۲)

قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
من سب علیا فقد سبنی و من سبنی فقد سب الله تعالی.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: هر کس علی علیه السلام را فحش دهد من را فحش داده و هر کس من را فحش دهد به تحقیق خدا را فحش داده است. (۳)


قال جابر بن عبدالله الانصاری و ابوسعید الخدری: کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله ببغضهم علیا علیه السلام.
جابر بن عبدالله و ابوسعید خدری میگویند: در زمان رسول الله صلی الله علیه و اله ما منافقان را به سبب بغض شان به علی علیه السلام می شناختیم ! (۴)

فعلا به همین چهار حدیث کفایت می کنیم...



دشمن علی علیه السلام حرام زاده است !


قال رسول الله صلی الله علیه واله:
یا علی لا یحبک الا طاهر الولاده و لایبغضک لا خبیث الولاده.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:
ای علی دوست ندارد تو را مگر شخص طاهر الولاده حلال زاده و بغض و دشمنی با تو نداشته باشد مگر خبیث الولاده حرام زاده. (۵)

روی ابن عساکر عن النبی صلی الله علیه واله: ان ابن الزنا یعرف ببغضه علیا.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: زنا زاده به سبب بغض او به علی علیه السلام شناخته میشود ! (۶)

قال رسول الله صلی الله علیه واله:
ان الشیطان یزنی بامهات المبغضین لعلی. (۷)
همانا شیطان با مادران دشمنان علی علیه السلام زنا میکند.

ابن اثیر در الکامل خود در ج۴ص۵۷ می گوید:
کان مروان بن الحکم ابن زنا من جدته الزرقاء بنت موهب فکان من المعادین لعلی علیه السلام.
مروان بن حکم ابن زنا بود. فلذا از دشمنان علی علیه السلام بود.

(در اینجا مناسب است نکته ای را متذکر شوم. عمر بن خطاب وقتی متعه <ازدواج موقت> را حرام کرد. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند اگر عمر متعه را حرام نمی کرد هیچ کس در عالم زنا نمی کردمگر شقی. نکته اینجاست: عمر میدانست نهی از متعه موجب شیوع زنا میشود. و شیوع زنا و زنازاده موجب زیادشدن دشمنان علی علیه السلام میشود! دقت کنید! )




دشمنی عائشه با مولا علی علیه السلام


پس از بررسی رذالت و پستی دشمن اهل بیت علیهم السلام با توجه به مصادر اهل سنت دشمنی عائشه با مولا علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را ثابت می کنیم.




جنگ افروزی عائشه علیه مولا علی علیه السلام


به اتفاق مورخین عائشه از کسانی بود که شعله جنگ جمل را روشن کرد. و در آن جنگ همراه با طلحه و زبیر شرکت داشت. مولا علی علیه السلام قبل از شروع جنگ آنها را نصیحت کردند تا از تصمیم خود دست بردارند. ولی عائشه در تصمیم خود محکم بود. و دشمنی خود را با علی علیه السلام به بالاترین حد رساند و اعلان جنگ علیه امام زمان خود مولا علی علیه السلام را صادر کرد. و صد ها نفر را به کشتن داد.
سوال بنده از محبین عائشه این است که اعلان جنگ علیه مولا علی علیه اسلام که تمامی مورخین در آن اتفاق کرده اند اگر نشانه دشمنی عائشه به علی علیه السلام نیست نشانه چیست ؟




شادی بی حد و حصر عائشه پس از شهادت مولا علی علیه السلام



وقتی خبر شهادت علی علیه اسلام به گوش عائشه رسید سجده شکری به جای آورد و اظهار سرور و شادی نمود و از وجد و خوشحالی این شعر را بر زبان راند:

"علی برفت و دیگر برای وی بازگشتی نیست. با درگذشت وی آنچنان در دردل خود احساس شادی و سرور نمودم که خانواده مسافر از برگشتن مسافر عزیزش احساس سرور می کند. آری با رفتن علی چشم من روشن گردید. "(۸)




شعر عائشه در مدح قاتل علی علیه السلام



عائشه که این اشعار را به پایان رسانید سپس پرسید:
قاتل علی کیست؟
گفتند: مردی از قبیله مراد.
عایشه شعری خواند که مضمون آن چنین است:

"او (علی) اگر چه در موقع مرگ از ما دور بود ولی زنده باد جوانی که مژده مرگ او را به ما داد و مسررمان ساخت. "

گفتار عائشه به گوش زینب دختر ام سلمه رسید بر عائشه اعتراض کرد و گفت:
عائشه! آیا درباره علی این چنین سخن می گوئی و خبر کشتن او را برای خود وسیله سرور می دانی؟ ا لعلی تقولین هذا ؟
عائشه به عنوان عذر خواهی گفت: من دیگر فراموش کار شده ام هروقت مطلبی را فراموش کردم تذکر دهید. (۹)

بنا به نقل ابوالفرج پس از این گفتگو عائشه در پاسخ زینب شعری بدین مضمون خواند:
"در میان ما نیز معمول بود که دوستان را با القاب و اوصاف فراوان تعریف و تمجید می نمودیم در مدح آنان قصائد و اشعار می سرودیم. ولی آن دوران گذشت و آن زمان سپری شد و دیگر مدح و تعریف تو درباره آنان به صدای مگس می ماند که کوچکترین اثر و سودی ندارد. " (۱۰)

منظور عائشه این بود که با کشته شدن علی علیه السلام دوران مدح و تعریف وی نیز سپری گردید!!!



-----------------------------------------
اسناد:
۱-تاریخ دمشق ۴۲/۲۰۴/۸۶۷۶ -- ذخائر العقبی ۱۲۲ -- الافصاح ۱۲۸ -- الجمل ۸۱
۲-المستدرک حاکم ۳/۱۲۷ -- صحیح النسائی ۲/۲۷۱ -- صحیح مسلم ۲/۲۷۱ -- صحیح الترمذی ۲/۳۰۱ -- صحیح ابن ماجه ۱۲ -- مسند احمد ۱/۸۴ -- الدر المنثور ۷/۵۰۴ -- تفسیر الطبری ۱۳/۷۲
۳-المستدرک علی الصحیحین ۳/۱۳۱/۴۶۱۶
۴-سنن الترمذی ۲/۲۹۹ -- الحلیه ابو نعیم ۶/۲۹۴
۵-ینابیع الموده باب ۴۴ ج۱ص۳۹۷
۶-تاریخ دمشق ۱۷/۳۷۱
۷-تاریخ دمشق ۱۷/۳۷۲
۸-فالقت عصاها واستقر بها النوی....کما قر عینا بالایاب المسافر
   فان یک نائبا فلقد نعاه.....غلام لیس فی فیه التراب
۹-طبری ۷/۸۸ -- طبقات ۳/۴۰ -- مقاتل الطالبین ۴۲ -- کامل ابن اثیر ۳/۱۵۷
۱۰-مازال اهداء القصائد بیننا .......باسم الصدیق و کثره الالقاب.
      حتی ترکت و کان قولک فیهم ......فی کل مجتمع طنین ذباب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-03:39 ب.ظ

متعه


مسلم القری روایت میکند: ما داخل شدیم نزد اسماء دختر ابی بکر و از او در مورد متعه زنان پرسیدیم، پس گفت: ما در زمان رسولخدا (صلی الله و علیه و آله) انجام می دادیم.


مسند ابی داوود الطیالسی ج ۳ ص ۲۰۸

پس اگر متعه کردن زنا است دختر ابوبکر و خواهر عایشه هم زنا کار بوده است.

اگر زنا نیست پس چرا به شیعیان طعنه میزنید که شما زنا میکنید؟!

جالب اینست که در کتب دیگر مانند شرح معانی الآثار طحاوی و محاضرات الادبا آمده است که اسماء از متعه کردن با زبیر بن عوام فرزندش عبدالله بن زبیر را بدنیا آورد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-01:36 ب.ظ

اعتراض عمر به پیامبر

«رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله و سلم مالى را تقسیم كرد. عمر مى‏گوید من گفتم: یا رسول اللّه غیر اینان بر اینان سزاوارترند...»(1).
كدام مسلمان دیندارى به خود اجازه مى‏دهد به كارى كه رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله انجام داد اعتراض كند؟ آیا كسى مى‏تواند ادعا كند كه من در مسأله‏اى از مسائل از رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله آگاه ترم؟
اعتراض عمر به رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله -كه منحصر به همین مورد هم نیست- نشان از ضعف ایمان او دارد نه آنچه كه جاعلان حدیث، مسأله خواب كذائى را ساختند؛ واصولا ایمان واقعى آن است كه در مقابل خدا و رسولش كاملا مطیع بوده و هرگز حتى در دل هم احساس نارضایتى نكنند تا چه رسد به زبان اعتراض كرده و حتى در مواردى آن حضرت را بیازارند.
در انتها برادران اهل سنت را به تفکر در چند آیه زیر دعوت میکنیم:
فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً (نساء- 65)
پس نه، به پروردگارت سوگند، ایمان نمى‏آورند مگر این كه در اختلافى كه دارند تو را داور كنند و آن‏گاه در دلشان از حكمى كه كرده‏اى ملالى نیابند و بى‏چون و چرا تسلیم شوند.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا(نساء-59 )
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت كنید و از پیامبر و كاردارانى كه از شما هستند فرمان برید. پس هرگاه در چیزى اختلاف كردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید، كه این بهتر و نیكو فرجام‏تر است.
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (آل عمران-31)
بگو(ای پیامبر): اگر خدا را دوست مى‏دارید از من پیروى كنید تا او نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد، و خدا آمرزنده‏ى مهربان است.

پی نوشت:
(1) الف - صحیح مسلم، ج 1، ص 571، كتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب 54، ح 297تگ ها:



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-01:32 ب.ظ

وضوی شیعیان و اهل سنت

ترجمه آیه ۶ سوره مائده :
"ای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جُنُب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزه‌ای روی آرید و به آن خاک صورت و دستها را مسح کنید (تیمّم کنید). خدا نمی‌خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لیکن می‌خواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید."

در وضو گرفتن برادران اهل سنت پای خود را می شویند، شیعه صورت و دست ها را می شویند و سر و پاها را دست می کشند و مسح می کنند.
در این آیه می فرماید صورت های خود را بشوئید و دست های خود را نیز بشوئید و مسح کنید برخی از سرتان را و پاهایتان را .
بعضی حروف و کلمات در زبان عرب معنای متفاوت و گوناگون دارند. در این آیه « وامسحوا بروسکم » باء به معنای برخی است «و» در این آیه «ارجلکم» عطف به محل و روسکم می شود.

فقه شیعه فقه اهل بیت (ع) است و دلایل شیعه هم با قواعد عرب و نظم سخن هماهنگ است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-01:30 ب.ظ

اثبات امامت از قرآن

در قرآن مجید آیات فراوانی هست که در بیان و اثبات امامت ائمه طاهرین می باشند. البته دلالت این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است ما در اینجا به چند آیه اشاره می کنیم:

۱٫  “وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِکلَمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنىّ‏ِ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ  قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ”؛

به خاطر آورید هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهدۀ این آزمایش ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند).


۲٫ “وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ  وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ

و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت مى کردند و انجام کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و اداى زکات را به آنها وحى کردیم و تنها ما را عبادت مى کردند.


۳٫ “وَ جَعَلْنَا مِنهُمْ أَئمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرُواْ  وَ کَانُواْ بِایَاتِنَا یُوقِنُونَ”

و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند، چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.


۳٫ “وَ جَعَلْنَا مِنهُمْ أَئمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرُواْ  وَ کَانُواْ بِایَاتِنَا یُوقِنُونَ”


و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند، چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.

۵٫ “انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة…

ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند”.

بسیاری از مفسران و محدثان گفته اند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است.

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (ص) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-03:30 ب.ظ

هجوم به خانه وحی

 

چون در ایام فاطمیه قرار داریم تصمیم داریم در این ایام چند اسناد هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه-سلام الله علیها- برسی کنیم و اسکن مدارک از کتب مرجع خود اهل سنت قرار دهیم البته سال پیش هم در ایام فاطمیه یک سری مدارک قرار دادیم که دوستانی که مایل باشند با مراجعه به آرشیو وبلاگ می توانند آن مدارک مشاهده فرمایند. با این کار جوابی به شبهه بی دلیل سنی ها یی که می گویند حضرت زهرا به شهادت نرسیده و به مرگ طبیعی از دینا رفته می دهیم !!! البته خود سنی ها خوب میدونند که حضرت صدیقه طاهره  سلام الله علیها  به مرگ طبیعی و عادی از دنیا نرفته بلکه  شهیده شده ولی اگه اعتراف کنند که حضرت زهرا سلام الله علیها  به شهادت رسیده خب طبیعتا نام قاتل رو هم باید بگویند . و اون قاتل کسی جز عمر بن خطاب نیست . اگر به این مساله اعتراف کنند  دچار تناقض می شوند که پس ما چرا از قاتل بضعه الرسول پیروی میکنیم ؟


((تذکر  برای دیدن تصویر در اندازه واقعی  روی عکسها کلیک کنید))


در کتاب فرائد السمطین  ج 2 ص 34 و ص 35


     

 

امروزه خیلی وهابیان می گویند که خانه حضرت زهرا سلام الله علیها درب نداشت وآن زمان خانه ها درب نداشته  ولی قافل از آیه شریفه 189سوره بقره هستن .


ادامه مطلب و اسناد بیشتر همراه تصاویر حتما مطالعه نمایید

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : حضرت زهرا  ابوبكر  عایشه  عمر 
نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-03:25 ب.ظ

هجوم به خانه وحی

یکی از مسائل بسیار مهم و کلیدی بین شیعیان حیدر صفدر و جماعت مخالفین این است که عمر بن الخطاب به خانه وحی هجوم نیاورده است و آن را به آتش نکشیده است. همانطور که در پستهای اخیر مشاهده نمودید با ارائه دلایل و مسانید معتبر از کتب خود مخالفین به اثبات رساندیم که عمر بن الخطاب تهدید کرده است که خانه وحی را به آتش خواهد کشید. در این پست بر آنیم تا به فضل مولای دو عالم حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیها به اثبات برسانیم که عمر بن الخطاب خانه وحی را به آتش کشیده است. باشد که جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام کمی تعقل نموده و دست از تعصب برداشته و مسیر حق را دریابند.

این مطلب در کتاب روح المعانی - چاپ دار احیاء التراث العربی ، بیروت - جلد ۳ - صفحه ۱۲۴ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۲۴ کتاب روح المعانی می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )


 

ترجمه حدیث : زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردند وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا رااجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خداسوگند پیامبر، غیر ازمن کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت.

نکات این مبحث :

۱ ـ در این حدیث ثابت شد که عمر بن خطاب به تهدید خود عمل کرده و خانه وحی را به آتش کشیده است و از ابوبکر دستور گرفته و ابوبکر نیز شریک جرم می باشد.

۲ ـ اذیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذیت خداست و شخص اذیت کننده ملعون است و در آتش جهنم. سوره مبارکه احزاب آیه ی ۵۷ ( ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذابا مهینا ) آتش زدن خانه وحی اذیت حضرت زهرای اطهر است و در نتیجه اذیت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم و طبق آیه ی شریف هر کس رسول خدا را بیازارد خدا را آزرده است و خداوند او را در هر دو دنیا لعنت می کند و برای او آتشی دردناک آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب همین الان در آتش جهنم به سر می برد و ملعون در عالم است.

۳ ـ نکته بسیار مهمی که در این حدیث ثابت شد و آلوسی صاحب کتاب به آن اعتراف کرد این است که حضرت علی صلوات الله علیه وقتی عمر بن خطاب وارد خانه شد از کمربند او گرفت و او را به زمین زد و بر گردن و بینی او ضربه زد. این مطلب پاسخ شبهه ای است که جماعت مخالفین معتقدند که حضرت علی صلوات الله علیه در مقابل عمل عمر هیچ واکنشی نشان ندادند.

نکات در مورد این مبحث زیاد است و دلایل کفر عمر از این حدیث و آیات قرآن کریم بسیار است که ما به همین مقدار بسنده می کنیم. البته کفر عمر و عدم ایمان بسیار واضح و روشن است و کسی که عقل و درک داشته باشد می تواند حقیقت را بیابد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:جمعه 28 مهر 1391-01:19 ب.ظ

ایمان آوردن ابوبكر

آیا صحیح است كه مى گویند: ابوبكر پس از پنجاه نفر و حتى پس از عمربن الخطاب اسلام آورد، چنانچه از سعدبن أبی وقاص نقل شده است كه ادعاى بعضى، مبنى بر اینكه او اولین مردى است كه اسلام آورد، دروغ و كذب است ; «محمد بن سعد، قلت لأبی، أكان ابوبكر اولكم اسلاماً؟ فقال: لا و لقد اسلم قبله اكثر من خمسین». تاریخ طبرى 1: 54 . عسقلانى مى گوید: «... فقد كان حینئذ جماعة ممن أسلم لكنهم كانوا یخفونه من أقاربهم» فتح البارى 7: 29.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ابوبكر 
نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:یکشنبه 23 مهر 1391-05:28 ب.ظ

چرا پیامبر اکرم(ص) عایشه را طلاق نداد؟!

همانطور كه می دانیم عایشه كارشكنی های خود را از زمان حیات پیامبر (ص) آغاز كرد. با این وجود چرا پیامبر او را طلاق نداد؟

در پاسخ به سوال شما توجه به چند امر ضروری است:
1-اصل و قاعده بر این است كه یك پیوند زناشویی تا پایان عمر ادامه پیدا كند و طلاق آخرین راه برای زوجین قرار داده شده و توصیه خود معصومین این بوده که تا آنجا که مقدور است از این امر جلوگیری شود. در این زمینه روایتی از خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود زن بگیرید و طلاق مدهید، زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد)نهج الفصاحه ، حدیث 1147) با این حساب یکی از دلایل عدم طلاق عایشه را می توان در این حدیث یافت.
2-پیامبران الهی اسوه و الگوی همه انسانها هستند و صبر و استقامت آنان درسی است برای همه؛ لذا هرچند زنان خوبی نصیب آنان نمی شد اما تا آنجا که امکان داشت با آنان زندگی می کردند و از انجام طلاق دوری می نمودند در این زمینه عبد الله بن عباس میگوید:پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله درآخرین خطبه ای که در مدینه ایراد فرمودند و دیگر بعد ازآن به سوی خدا رحلت فرمودند فرمود:
وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند و منتظر اجری بر این صبر خود باشد خداوند به خاطر هر مرتبه که صبر میکند به او همان پاداشی میدهد که به ایّوب علیه السلام به خاطر صبر بر بلاهایی که بر او نازل شد داده است .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را در هر روز و شب بر دوش خواهد کشید آنهم به سنگینی تپه های انبوه شن
با این وجود دلیل دیگر عدم طلاق عایشه, روشن می شود.
3-با توجه به نکاتی که ذکر شد باید عرض کنیم که با این وجود برخی روایات در کتب مهم اهل سنت یافت می شود که پیامبر اکرم(ص) پس از خیانتهای مکرر عایشه و حفصه , آنان را طلاق داد اما پس از مدتی آنان را عفو کرده و از طلاق خود برگشته است به روایات ذیل دقت بفرمایید:
بخاری دوری جستن پیامبر صلی الله علیه واله از زنانش(یعنی طلاق عایشه و حفصه) را ذکر کرده است. (صحیح بخاری ج۶ص۷۰)
مسلم نزول آیه: "امیداست که اگر پیامبر شما را طلاق داد خدا به جای شما زنانی بهتر از شما به او بدهد که همه با مقام تسلیم و ایمان باشند" را درباره طلاق عایشه و حفصه دانسته و تایید کرده است. (مسلم ج۴ص۱۸۸)
حاکم نیشابوری نیز گفته است: پیامبر( ص )عایشه و حفصه را طلاق داد اما دوباره رجوع فرمود. (المستدرک ج۴ص۱۶)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عایشه 
نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:شنبه 22 مهر 1391-02:30 ب.ظ

خشونت های عمر

گوشه ای از خشونت های عمر

پژوهشگران در تحلیل شخصیت خلیفه دوم و اثبات خشونت بی حد و حصر عمر به موارد ذیل استناد کرده اند:

نمونه اول)

او نخستین کسی بود که شلاق (دره) در دست گرفت. (1)

نمونه دوم)

شخصی به عمر گفت: مردم از تو خشمگین اند! مردم از تو خشمگین اند! مردم از تو متنفرند!  عمر پرسید: برای چه؟ آن مرد گفت از زبان و عصای تو ! (2)

نمونه سوم)

عایشه فرزند عثمان بر این اعتقاد بود که تندی عمر- دیگران را از انتقاد به او بازداشته است. (3)

نمونه چهارم)

یک بار غلام زبیر بعد از نماز عصر به نماز ایستاد. در همان لحظه متوجه شد که عمر با دره (شلاق) خود به طرف او می آید. بلافاصله از آنجا فرار کرد. (4) 

نمونه پنجم)

نمونه های دیگر را همراه اسناد در ادامه مطلب مشاهده نمایید

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:شنبه 22 مهر 1391-02:28 ب.ظ

شك در نبوت

عمر مکرر در نبوت رسول خدا ص شک می کرد. از جمله شک های وی در روز حدیبه بود که حمیدی در جمع بین الصحیحین اعتراف به آن کرده که عمر گفت:

ما شککت فی نبوة محمد قط کشکی یوم الحدیبیة !

یعنی هرگز به اندازه شکی که در روز حدیبیه در نبوت پیامبر اکرم ص کردم شک نکرده بودم.

این کلام وی خود نشان دهنده آن است که وی مادام و همیشه در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله شک می کرده است. ولی شک وی در روز حدیبیه با بقیه شک ها فرق می کرده است.

علت شک عمر آن بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرموده بودند که به مکه می رویم و اعمال حج انجام خواهیم داد. و به همین منظور به همراه جمع کثیری از اصحاب به سوی مکه به راه افتادند. ولی مشرکان که از طرفی نمی خواستند که مسلمانان به حج بیایند و از طرفی هم خود را قادر به مقابله و جنگ با ایشان نمی دانستند تصمیم گرفتند که با پیامبر عظیم الشان اسلام صلح کنند.  برای همین مشرکان چندی از بزرگان خود را پیش پیامبر اکرم ص فرستادند. پیامبر اکرم ص نیز صلاح دیدند که به مدینه برگردند و به حج نروند و با ایشان صلح کنند. که البته مفاد و شروط این صلح منافع بسیاری بعدها برای مسلمانان به وجود آورد. ولی عمر که از شروط صلح نامه خمشگین شده بود به محضر پیامبر اکرم ص رسید و مثل همیشه با تندی و توهین با ایشان سخن گفت.

بخارى ماجرای توهین عمر را در آخر كتاب شروط صحیح خود  نقل مى كند كه عمر مى گوید: به پیغمبر گفتم : آیا تو پیغمبر بر حقّ خدا نیستى ؟

فرمود: چرا هستم .

گفتم : آیا ما بر حقّ و دشمن ما بر باطل نیستند؟

فرمود: چرا.

گفتم : پس چرا در دین خود پستى و خفت نشان دهیم ؟

در این هنگام پیغمبر - صلّى اللّه علیه وآله - فرمود: من پیغمبرخدا هستم و نافرمانى او را نخواهم كرد!

و خدا هم یاور من است.

عمر گفت : به پیغمبر گفتم : مگر تو نمى گفتى كه ما بزودى به خانه خدا مى رسیم و آن را طواف مى كنیم ؟

فرمود: چرا، ولى آیا گفتم امسال چنین خواهد شد؟

گفتم : نه .

فرمود: پس این را بدان كه به خانه خدا مى آیى و آن را طواف مى كنى. (1)

این نوع سخن گفتن وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله خود دلیل واضح و روشنی است بر عدم اعتقاد وی به نبوت ایشان. و به همین دلیل در روز حدیبیه عمر حقیقت درون خودش را بیان می کند و اظهار می دارد که در نبوت پیامبر شک دارد و در واقع اصلا عقیده ندارد. آیا کسی که عقیده به نبوت دارد و طبق حکم قران کلام پیامبر را وحی می داند در کارها و سخنان وی شک می کند و او را توبیخ می کند ! ؟

اسناد:

(1) صحیح البخاری ك الشروط باب الشروط فی الجهاد ج 2 / 122 ط دار الكتب العربیة بحاشیة السندی وج 3 / 256 ط مطابع الشعب، مسند أحمد ج 4 / 330 ط 1.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-03:58 ب.ظ

دشمن اهل بیت

دشمن اهل بیت علیهم السلام کافر است !
در این رابطه احادیث فراوان و متواتری در کتب اهل سنت یافت می شود. که ما در اینجا تنها به گوشه ای از آن ها اشاره می کنیم:
-- قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
یا علی لو ان احدا عبدالله حق عبادته ثم شک فیک و اهل بیت (فی) انکم افضل الناس کان فی النار.
ای علی اگر کسی آنچنان خدا را عبادت کند که حق عبادت او را ادا کرده باشد. پس درباره افضلیت و برتری تو اهل بیتت بر مردم شک نماید سرنوشتش اتش است. (۵)
-- قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
یا علی لو ان امتی صاموا حتی یکونوا کالحنایا و صلوا حتی یکونوا کالاوتار. ثم ابغضوک لاکبهم الله فی النار.
ای علی اگر امت من انقدر روزه بگیرند که (همانند قوس و کمان) کمر خمیده شوند و آن قدر نماز بخوانند تا چون زه کمان لاغر گردند و با تودشمنی نمایند خداوند آن ها را به رو در آتش افکند. (۶)
و اما اثبات دشمنی عمر با مولا علی و اهل بیت علیهم السلام برای اهل تحقیق و علمای غیر متعصب بسیار واضح و مسلم است. قطعا می توان به عنوان مثال به ظلم وی بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه واله به ال رسول در غصب حق خلافت مولا علی علیه السلام و غصب فدک از حضرت زهرا سلام الله علیها و ....اشاره کرد.
البته روایات مذکور در بحث قبلی مبنی غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر عمر و ازار و اذیت ایشان توسط عمر به خوبی نشان دهنده عداوت و دشمنی وی با اهل بیت علیهم السلام می باشد.

در آخر این بحث...
امیدوارم محبین عمر بن خطاب بدون تعصب این مطالب را بخوانند.
إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا

-----------------------------------------
اسناد:
۱-سوره نساء ۱۵۰-۱۵۱
۲-صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم ۱/۲۲ و مسند احمد بن حنبل تحقیق احمد محمد شاکر حدیث ۲۹۹۲ و طبقات ابن سعد ۲/۲۴۴ چاپ بیروت.
۳-صحیح بخاری ح۳۴۲۷و ۳۴۸۳- کنزالعمال ج۶ص۲۲۰- فیض القدیر ج۴ص۴۲۱ - مسند احمدبن حنبل ج۴ص۳۲۸ - حلیة الاولیاء ج۲ص۴۰ - صحیح مسلم ح۴۴۸۳ - سنن ترمذی ج۲ص۳۱۹ - مستدرک حاکم ج۳ص۱۵۹ - اسدالغابة ج۵ص۵۲۲- الاصابة ج۸ص۱۵۹ - مسند ابن یعلی ج۱ص۱۹۰
۴-سند سنی: صحیح بخاری ج۵ص۲۶ - صحیح مسلم ج۴ص۱۹۳ - بخاری در صحیح خ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-03:56 ب.ظ

اثبات وجود امام زمان از آیات قرآن

در آیه هفتاد سوره مبارکه انعام می خوانیم: وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ ارائه ملکوت به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ مقدمه برای افاضه یقین به او بود. یقین نیز از مشاهده عالم ملکوت جدا نیست. بنابراین، امام باید انسانی باشد که به مرحله یقین برسد و عالم ملکوت که همان «امر» و باطن هستی است برای او مکشوف است. «یهدون بامرنا» دلالت می کند که هر چه بدان هدایت تعلّق می گیرد (قلوب و اعمال بندگان) حقیقت و باطن اش برای امام هست و تمام هستی برای امام حاضر است و او به هر دو راه خیر و شر، مهیمن است.(8)

آیه ای که به وضوح، بر وجود امام معصوم در همه زمان ها دلالت دارد، آیه کریمه یا ایها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصادقین ای مومنان تقوا پیشه کنید و با صادقان باشید.


آیه دیگری که از قرآن بر اثبات وجود امام و ضرورت او دلالت دارد عبارت است از این آیه: إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکلِّ قَوْمٍ هَادٍ تو تنها بیم دهنده و برای هر گروه هدایت کننده هستی. این آیه نیز به وضوح، امام هادی را برای همه اقوام ثابت می کند که این مطلب جای نقض و اشکال نیست.


ر چند مسلّم است که اولا هر دو شأن برای امام محفوظ است، امام هم نقش تبیین و هم نقش ایصال را بر عهده دارد کما این که برخی پبامبران به مقام امامت نیز مفتخر بودند. و ثانیا: هدایت ایصالی منافاتی با اراده انسان ها ندارد که در طول آن قرار می گیرد چرا که: الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی کسانی که هدایت را برگزیدند، هدایت شان را افزون می کند


قرآن می فرماید: یَوْمَ نَدْعُو کلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ روزی که هر گروهی را با امام شان می خوانیم.
با این فهم و برداشت از معنا و حقیقت امامت، که نقش او بسیار فراتر از «ارائه طریق» امت است گرچه آن را نیز دارا است، به پیوستگی این جریان و لزوم آن، انسان را رهنمون می شود. در جریان هدایت، قدم اول ارائه طریق و تبیین «رشد»از «غیّ» است. که این گام اول را رسول بر می دارد مَّا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ
رسول ارائه طریق می کند و به مقتضای وظیفه رسالی خویش، که مصیطر بر انسان نیست و با چراغ آموزش، انسان های مختار را آگاهی می دهد.

قرآن مجید می فرماید: وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.


امامت با هدایت توصیف گشته، آن هم نه مطلق هدایت،‌بلکه هدایتی که به (امر الله ) است. (امر الله) خود حقیقتی است که آیه کریمه إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کنْ فَیَکونُ یا آیه کریمه وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌپرده از آن بر می دارد «عالم امر» در برابر «عالم خلق» است و عالم خلق عبارت اخرای عالم ملک و ناسوت است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سعید احدنژاد
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-03:43 ب.ظ

چگونگی نماز عمر و ابوبكر و عثمان

چگونگی نماز عمر و ابوبكر و عثمان
در این پست به شما از كتب خود جماعت مخالفین نشان می دهیم كه نماز ابوبكر و عمر و عثمان نیز درست نمی باشد و آنها حتی لایق درست خواندن نماز هم نیستند.

این مطلب در كتاب صحیح مسلم - چاپ دار طیبة - صفحه ۱۸۷ - كتاب الصلاة - باب حجة من قال لا یجهر بالبسملة - حدیث ۵۰ و ۵۲ موجود می باشد.

تصویر زیر صفحه ۱۸۷ و احادیث ۵۰ و ۵۲ كتاب صحیح مسلم می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن كلیك نمایید )

نماز-عمر-و-ابوبكر-و-عثمان.jpg

ترجمه حدیث ۵۰ : از انس بن مالك روایت است كه گفت : من و ابوبكر و عمر و عثمان با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز می خواندیم پس من از یكی از آنها هم نشنیدم كه بسم الله الرحمن الرحیم را بخواند.

ترجمه حدیث ۵۲ : از انس بن مالك روایت است كه گفت : من و ابوبكر و عمر و عثمان در كنار پیامبر نماز می خواندیم پس آنها شروع به خواندن سوره حمد نمودند و در ابتدای خواندنشان بسم الله الرحمن الرحیم را نخواندند.

نتیجه : ۱ ـ از این احادیث ثابت شد كه حتی عمر و ابوبكر و عثمان نماز خواندن هم بلد نیستند.

۲ ـ از این حدیث جهل و نادانی عمر و ابوبكر و عثمان ثابت می شود.

۳ ـ از این حدیث ثابت شد كه آنها نماز خواندن بلد نیستند ، پس یكی دیگر از دلایل كفر آنها می باشد.

۴ ـ آیا پیروی از كسانی كه نماز خواندن را هم بلد نیستند ، جایز است؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2